لغت نامه دهخدا
الغا کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) باطل کردن. بی بهره کردن. ( ناظم الاطباء ). بیفکندن چیزی را. رجوع به الغا شود.
الغا کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) باطل کردن. بی بهره کردن. ( ناظم الاطباء ). بیفکندن چیزی را. رجوع به الغا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرمن میلر بوث (Sherman Miller Booth) (۲۵ سپتامبر ۱۸۱۲ – ۱۰ اوت ۱۹۰۴)، از طرفداران الغای بردگی، ویراستار و سیاستمدار ایالت ویسکانسین بود و در تشکیل حزب آزادی، حزب خاک آزاد و حزب جمهوریخواه نقش برازنده داشت. بوث پس از تحریک کردن به فرار از زندان یک بردهٔ فراری در تناقض با قانون بردهٔ فراری، در سطح ملی به شهرت رسید.
💡 در نتیجه هیچ چیز در هستی بدون برطرف کردن نیازهای اساسی و قانونمندیهایی که وجود آن را تضمین کند نمیتواند مشتاق آزادی باشد، ضرورت پیشرفت دراین زمینه ممکن است که الغای هر گونه قید و بند که به برقراری نظام جدید خدمت نمیکند را توجیه کند. با توجه به این منطق و با اشاره به جنگ داخلی آمریکا که در آن زمان جریان داشت وی در «غابه الحق» تأیید خود را نسبت به الغای بردگی و بندگی بیان کرد.