لغت نامه دهخدا
شاوگ. [ وَ ] ( اِخ ) نام یکی از پادشاهان کوشانی است که وستهم در دوره حکومت بر خراسان او را بفرمان خویش درآورد. ( از ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 467 ).
شاوگ. [ وَ ] ( اِخ ) نام یکی از پادشاهان کوشانی است که وستهم در دوره حکومت بر خراسان او را بفرمان خویش درآورد. ( از ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 467 ).
نام یکی از پادشاهان کوشانی است که وستهم در دوره حکومت بر خراسان او را بفرمان خویش در آورد.
اسم: شاوگ (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: šāvag) (فارسی: شاوَگ) (انگلیسی: shavag)
معنی: نام پادشاه کوشان در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی، ( اَعلام ) نام یکی از پادشاهان کوشانی است که وستهم در دوره ی حکومت بر خراسان او را به فرمان خویش درآورد
💡 ویستهم توانست گیلان، مازندران و همچنین زادگاه بهرام چوبین یعنی سرزمین ری را به زیر سلطهٔ خویش درآورد، جنگ و ستیز بین خسرو و ویستهم نزدیک به شش سال ادامه داشت. به دنبال فتوحات قبلی قلمرو ویستهم تا خراسان بزرگ توسعه یافت و دو شاهک ترک به نامهای شاوگ و پریوگ تابع او شدند. پایان کار چنین بود که ویستهم سپاه عظیمی که تعداد آن را تا صد هزار نوشتهاند مرکب از سپاه دیلم و گیلان و سپاهیان بهرام و دو شاهک ترک گردآورد و حملهٔ نهایی را آغاز کرد ابتدا بخش وسیعی از سرزمین ماد را متصرف گردید. در فهرست مناطق تصرف شده، صمیره، ماسبذان و حلوان نوشته شدهاند ویستهم به مرز سرزمین بینالنهرین رسیده بود اما برای به دام انداختن خسرو سپاه خود را تا همدان عقب کشید. دو سپاه مدتی مصاف داده و در این بین تلفات سنگینی به طرفین وارد آمد تا اینکه خسرو به نیرنگ و حیله پیروز شد و ویستهم را در بسترش به قتل رسانید.