لغت نامه دهخدا
ترش انبه. [ ت ُ اَم ْ ب َ ] ( اِخ ) قریه ای نزدیک فیروزبهرام. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
ترش انبه. [ ت ُ اَم ْ ب َ ] ( اِخ ) قریه ای نزدیک فیروزبهرام. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
قریه نزدیک فیروز بهرام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تبائین (ری) | تجره (ورامین) | تخت چنار | تختهها | تماشا | تمسیان | تنگه | تپه عطا | تقیآباد شهرستان | تاسیسات سد لتیان | تهران | تلو بالا | تلو پائین | تیرک | تورپاق تپه | ترش انبه | طرود | توچال | تورقوزآباد | توتک (ری)