لغت نامه دهخدا
بخاتی. [ ب ُ ی ی ] ( ع اِ ) شتران بختی. ( منتهی الارب ). شتران قوی درازگردن. ( از آنندراج ). بخاتی و هی جمال جفاة القدود طویلة الوبر تجلب من بلاد الترک. ( از صبح الاعشی ج 2 ص 33 ). و رجوع به بختی شود.
بخاتی. [ ب ُ ی ی ] ( ع اِ ) شتران بختی. ( منتهی الارب ). شتران قوی درازگردن. ( از آنندراج ). بخاتی و هی جمال جفاة القدود طویلة الوبر تجلب من بلاد الترک. ( از صبح الاعشی ج 2 ص 33 ). و رجوع به بختی شود.
شتران بختی شتران قوی دراز گردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمد بخاتی (انگلیسی: Mohammed Bakhati) یک بازیکن فوتبال اهل مصر است.