لغت نامه دهخدا
ابوشحمه. [ اَ ش َ م َ ] ( اِخ ) زیدبن عمربن خطّاب. رجوع به زید... شود.
ابوشحمه. [ اَ ش َ م َ ] ( اِخ ) عبدالرحمان بن عمربن الخطّاب. رجوع به عبدالرحمن... شود.
ابوشحمه. [ اَ ش َ م َ ] ( اِخ ) زیدبن عمربن خطّاب. رجوع به زید... شود.
ابوشحمه. [ اَ ش َ م َ ] ( اِخ ) عبدالرحمان بن عمربن الخطّاب. رجوع به عبدالرحمن... شود.
💡 سپس مى گويد: آنچه در كتب تاريخ است اين است كه شرابخوار، پسر ديگرش ابوشحمه ((عبدالرحمن )) اوسط بوده است.