واژه «منطسم» یک صفت عربی است که در متون لغوی به عنوان شکل مقلوب یا دگرگونشده واژه «منطمس» معرفی شده و معنای اصلی آن «محو شده، ناپدید گشته یا از بین رفته» است. این واژه در زبان عربی برای توصیف چیزی به کار میرود که آثار آن از میان رفته و دیگر قابل مشاهده یا تشخیص نیست. در برخی منابع لغوی، «منطسم» به حالتی اشاره دارد که یک شیء یا پدیده به طور کامل از دید یا اثر خارج شده و گویی نابود شده است. این مفهوم میتواند هم جنبه فیزیکی داشته باشد و هم جنبه معنوی یا استعاری، مانند از بین رفتن یک نشانه یا اثر در ذهن یا محیط. در متون قدیمی، چنین واژههایی برای بیان شدت محو شدن یا نابودی کامل یک چیز به کار میرفتهاند. «منطسم» از نظر معنایی نزدیک به واژههایی مانند محو، نابود و ناپدید است، اما بار ادبی و لغوی خاص خود را دارد. در لغتنامهها اشاره شده که این واژه شکل تغییر یافته «منطمس» است و همین تغییر در ساختار آن در متون کهن دیده میشود. کاربرد این واژه بیشتر در زبان عربی کلاسیک و منابع لغوی است و در گفتار روزمره امروزی کمتر استفاده میشود. در متون ادبی یا علمی قدیم، از این واژه برای تأکید بر از بین رفتن کامل اثر یا نشانه چیزی استفاده شده است. به زبان ساده، «منطسم» یعنی چیزی که کاملاً محو، ناپدید و نابود شده و هیچ اثری از آن باقی نمانده است.
منطسم
لغت نامه دهخدا
منطسم. [ م ُ طَ س ِ ] ( ع ص ) محوشده و ناپدیدگشته و نابودشده. ( مقلوب منطمس است ). ( ناظم الاطباء ).