لغت نامه دهخدا
مظال. [ م َ ظال ل ] ( ع اِ ) ج ِ مظلة [ م ِ ظَل ْ ل َ / م َ ظَل ْ ل َ ] به معنی خیمه بزرگ و سایبان. ( آنندراج ) ( از محیط المحیط ). رجوع به مظلة شود.
- اهل مظال؛ رواقیون. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مظال. [ م َ ظال ل ] ( ع اِ ) ج ِ مظلة [ م ِ ظَل ْ ل َ / م َ ظَل ْ ل َ ] به معنی خیمه بزرگ و سایبان. ( آنندراج ) ( از محیط المحیط ). رجوع به مظلة شود.
- اهل مظال؛ رواقیون. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
= مظله
( اسم ) جمع مظله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در فوریه سال ۱۹۷۳ از زندان فرار کرد تا به الجزایر بپیوندد و در برخی از کشورهای اروپایی مستقر شود. در دوران تبعید وی حزب جنبش وحدت ملی را تأسیس کرد. پس از سرنگونی بورقیبه، او در ماه مه ۱۹۸۸ برای بازگشت به تونس مورد عفو قرار گرفت. اما به دلیل اینکه حکومت جدید به جنبش وی اجازه فعالیت نداد، در سپتامبر ۱۹۹۰ کشورش را ترک کرد. در تبعید وی در کنار نخستوزیر سابق محمد مظالی و رشید قنوچی بود و سرانجام در سپتامبر ۲۰۰۰ به تونس بازگشت.