مجتب

لغت نامه دهخدا

مجتب. [ م ُ ت َب ب ] ( ع ص ) جبه پوشیده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مسافر و سیاح. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مجتب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاشق مرتضی منم بنده مجتبی منم دشمن جان من شوند از چه کران تا کران

💡 ترنج فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مجتبی راعی محصول سال ۱۳۹۱ است.

💡 ـ مجتبی شمسی‌پور در مراسم گشایش بیست و ششمین همایش ملی شیمی تجزیه در دانشگاه سمنان

💡 جنگجوی پیروز فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مجتبی راعی محصول سال ۱۳۷۷ است.

💡 شد لعل دُر فشان حقیقت زمردین الماس کین چه بر جگر مجتبی زدند

💡 پس ازمرگ امام مجتبی دل خوش به تو بودم که بودی از حسن باب کرامت یادگار من