غیاری

لغت نامه دهخدا

غیاری. [ غ َ را ] ( ع ص،اِ ) ج ِ غَیری ̍. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به غَیری ̍ شود. || ج ِ غَیران. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ) ( تاج العروس ). رجوع به غَیران شود.
غیاری. [ غ ُ را ] ( ع ص، اِ ) ج ِ غَیران. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ) ( تاج العروس ). و نظیر این جمع ( که مفرد آن مفتوح باشد و جمع آن مضموم ) جز سُکاری ̍ و عُجالی ̍ نیامده است. ( از تاج العروس ). رجوع به غَیران شود.

جمله سازی با غیاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یهود آسا غیاری دوز بر کتف مسلمانان اگرشان بر در اغیار دین بینی به دربانی

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز