لغت نامه دهخدا
طوج. [ ] ( اِخ ) لغتی در تور. حمزه اصفهانی یکی از فرزندان فریدون را که در کتب ماتور مینویسند طوج آورده است: و قسم فریدون مملکته بین ثلثة اولاده و هم سلم و طوج و ایرج. ( سنی ملوک الارض حمزه اصفهانی ).
طوج. [ ] ( اِخ ) لغتی در تور. حمزه اصفهانی یکی از فرزندان فریدون را که در کتب ماتور مینویسند طوج آورده است: و قسم فریدون مملکته بین ثلثة اولاده و هم سلم و طوج و ایرج. ( سنی ملوک الارض حمزه اصفهانی ).
لغتی است در [ تور ] نام فرزند فریدون ( سنی ملوک الارض و الانبیائ )
💡 به خوانخواهی نیای خود ایرج جنگاوری پیشه میکند و طوج و سلم را میکشد و بازمیگردد. پس از شصت سال افراسیاب که از نوادگان طوج است به جنگ منوچهر میآید و در طبرستان او را محاصره میکند. افراسیاب و منوچهر صلح میکنند و مرزبندی را بر سر جای فرود آمد تیر یکی از مردان منوچهر به نام آرش شیواتیر میگذارند. تیر وی با نیروی بسیار از تبرستان به رود بلخ میرسد.