صف سر

لغت نامه دهخدا

صف سر. [ ص َ س َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت. 3هزارگزی باختر رشت، هزارگزی جنوب شوسه رشت به فومن. جلگه. معتدل. مرطوب. مالاریائی. سکنه 572 تن. آب از استخر. محصول آنجا برنج، توتون، چای، سیگار، صیفی. شغل اهالی زراعت. راه مالرو دارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی جزئ دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت

جمله سازی با صف سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حوریان دیدند در وی صف به صف سر برون آورده یک‌سر از غُرَف

بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز