صابح

لغت نامه دهخدا

صابح. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) نعت فاعلی از صبح. || الحق ُ الصابح؛ حق پیدا و آشکارا. ( منتهی الارب ). || الصابح و الصبوح؛ شرب بامداد است. ( معجم البلدان ). || ( اِخ ) کوهی است که مسجد خیف در بن آن واقع است. ( معجم البلدان ).

جمله سازی با صابح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرق بين ايمان با اسلام  ابو صابح كنانى مى گويد: از امام صادق (ع ) پرسيدم: (ايمان بهتر است يا اسلام ؟زيرا در ميان ما افرادى هستند كه مى گويند: اسلام بهتر است.)

💡 حديث: 6 ابى رحمه اللهقال حدثنى سعد بن عبدالله قال حدثنى احمد بن محمد بن عيسىقال حدثنا الحسين بن سعيد عن ابن عمير عن سلمه صابح السابرى عن ابى الصالحقال سمعت ابا عبدالله عليه السلام يقول صوم شعبان و شهر رمضان و الله توبه منالله.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز