سیم رنگ

لغت نامه دهخدا

سیم رنگ. [ رَ ] ( ص مرکب ) سیم گونه. به رنگ سیم. سپیدرنگ:
پدید آمد آن چشمه سیم رنگ
چو سیمی که پالاید از ناف سنگ.نظامی.ستاره فروریخت ناخن ز چنگ
هوا شد پر از ناخن سیم رنگ.نظامی.آن شیفته را چو باد در بوق افتاد
آن گنبد سیم رنگ بر باد بداد.سعدی.

فرهنگ فارسی

سیم گونه. برنگ سیم. سپید رنگ

جمله سازی با سیم رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس شکوفه شده سیم رنگ شاخ درخت ز بس بنفشه شده مشگبوی روی تراب

💡 آن شیفته را چو باد در بوق افتاد آن گنبد سیم رنگ از دست بداد

💡 چو یک بیضه ی سیم رنگ آوری ز غوغا جهانی به تنگ آوری

💡 تنت با سیم سیمین بر نموده ز رشکت سیم رنگ زر نموده

💡 پدید آمد آن چشمهٔ سیم رنگ چو سیمی که پالاید از ناف سنگ

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز