سنگ نشان

لغت نامه دهخدا

سنگ نشان. [ س َ گ ِ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که در راه ها برای نشان و معرفت مقادیر منازل نصب کنند. ( آنندراج ):
بال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته را
من براه انداختم این کاروان خفته را.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سنگی که در راه ها برای نشان و معرفت مقادیر منازل نصب کنند

جمله سازی با سنگ نشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صائب آن کس که بود خواب گران در بارش در بیابان طلب سنگ نشان می‌گردد

💡 سنگ نشان ز حالت منزل چه آگه است؟ از دیر و کعبه چند بپرسم نشان دوست؟

💡 آنقدر من در خیال شوقت از خود رفته‌ام با خدنگ ناز تو سنگ نشان خواهم شدن!

💡 گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدن گام اول در رهت سنگ نشان خواهم شدن

💡 از حرم بگذر که اینجا خرگه آن شاه نیست کوی او را کعبه جز سنگ نشان راه نیست