دواچی

لغت نامه دهخدا

دواچی. [ دَ ] ( ص مرکب ) ( از: دوا + چی، پسوند نسبت ترکی ) دوافروش. داروفروش. داروساز.

جمله سازی با دواچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاج علی دواچی در تبریز به دنیا آمد. وی صاحب داروخانه ناصری تبریز بود و در کار واردات دارو از خارج کشور فعالیت داشت. با شروع خیزش مردمی مشروطه از پیشروان و رهبران نهضت گردید، او را دانتون انقلاب مشروطیت لقب داده‌اند.

💡 سارا دواچی در سال ۱۹۷۸ در کلگری کانادا به دنیا آمد. پدر و مادرش اهل ایران بودند که در سال ۱۹۷۲ ابتدا به بریتانیا و در نهایت به کانادا مهاجرت کرده بودند.

💡 تندیس‌هایی از حسین‌خان باغبان، حاج علی دواچی، ثقةالاسلام تبریزی، حاج علی ختایی، هوارد باسکرویل، کربلایی علی موسیو، شیخ علی اصغر لیلاوایی، آخوند خراسانی، علی اکبر دهخدا و زینب پاشا (تنها زن در صفوف مشروطه خواهان) به همراه مهرهای مختلف گروه‌های انقلابی از اشیاء تاریخی خانه مشروطه می‌باشند.

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز