دریا باری

لغت نامه دهخدا

دریاباری. [ دَرْ ] ( ص نسبی مرکب ) منسوب به دریابار. اهل دریابار. مردم دریابار. ساکنان دریابار:
جنگ دریا کردی و از خون دریاباریان
روی دریا لعل کردی چون شکفته لاله زار.فرخی.

فرهنگ فارسی

منسوب به دریا بار. اهل دریا بار.

جمله سازی با دریا باری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابر دریا باری از الماس هندی چاک زد بی گناهی تا بدامان جیب پاکان عدن

💡 به دریا باری افتاد او بدان وقت ز دست دیو و من بر کوهساری

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز