لغت نامه دهخدا
بر برده. [ ب َ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) برداشته. افراشته:
همه بازبسته بدین آسمان
که بر برده بینی بسان کیان.بوشکور.
بر برده. [ ب َ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) برداشته. افراشته:
همه بازبسته بدین آسمان
که بر برده بینی بسان کیان.بوشکور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مروری بر بردهداری آسیایی که در تمامی مناطق آسیا در طول تاریخ آن وجود داشتهاست. هرچند بردهداری در تمامی کشورهای آسیایی لغو شدهاست، اما امروزه بعضی از انواع آن هنوز هم وجود دارد.
💡 در طی آزار و شکنجههای ضد مسیحی در سال ۱۵۹۶، بسیاری از مسیحیان ژاپنی به مستعمره پرتغال گوا در هند گریختند. در اوایل قرن هفدهم، جامعه ای از تجار ژاپنی علاوه بر بردههای ژاپنی که توسط کشتیهای پرتغالی از ژاپن آورده شده بودند، در گوا نیز وجود داشت.
💡 چنان کو برفتن نباشد دژم نشاید که بر برده باشد ستم
💡 تعبير از اسير به آنچه در دست هاى شما است تعبير استعاره اى است، و كنايه است ازتمام تسلطى كه شخص بر برده خود دارد، چون بردهمثل چيزيست كه در دست انسان باشد كه آنرا به هر طرف بخواهد مى چرخاند.
💡 ای ماه درخشان تو بر سرو سهی بر برده رخ چون ماه تو را روی رهی بر