خشک گذشتن

لغت نامه دهخدا

خشک گذشتن. [ خ ُ گ ُ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) تهیدست و بی چیز و بی خبر گذشتن. ( آنندراج ):
از جگرسوختگان خشک گذشتن ستم است.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تهیدست و بی چیز و بی خبر گذشتن

جمله سازی با خشک گذشتن

💡 از جگرسوختگان خشک گذشتن ستم است توشه آبله ای بهر مغیلان بردار

💡 از چشمه حیوان نتوان خشک گذشتن در میکده تا چند خردمند توان بود