لغت نامه دهخدا
خاک و باد. [ ک ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بنده. ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ). مطیع. فرمانبردار: فلان خاک و باد تست. || قاصد. ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ). پیک.
خاک و باد. [ ک ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بنده. ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ). مطیع. فرمانبردار: فلان خاک و باد تست. || قاصد. ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ). پیک.
بنده مطیع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا هست آب و آتش و تا هست خاک و باد فخر ملوک اتسز خوارزمشاه باد
💡 زآب و خاک و باد لطف و حزم و عزم او دلیل لیکن او را قهر نبود تا کند اثبات نار
💡 تا که باشد آدمی در عالم و دیو و پری تا که باشد خاک و باد و آتش و آب و گیاه
💡 نه از آتش و آب و از تیغ و تیر نه از خاک و باد و هژبر دلیر
💡 مخمّر زآب و خاک و باد و نارستش بدن اما حیا آبش وفا نارش رضا بادش عطا طینش