واژه «بیدبن» در زبان فارسی به معنای «درخت بید» به کار میرود و یک ترکیب وصفی است که مستقیماً به خود درخت بید اشاره دارد. درخت بید با نام علمی Salix یکی از سردههای بزرگ درختان و درختچههای برگریز است که شامل بیش از چهارصد گونه مختلف میشود و در مناطق معتدل و سرد نیمکره شمالی گسترش دارد. این درختان به دلیل نیاز فراوان به آب، معمولاً در حاشیه رودخانهها، دریاچهها و زمینهای مرطوب رشد میکنند و حضور آنها نشانه وجود منابع آبی در یک منطقه است. یکی از ویژگیهای مهم درخت بید، رشد سریع آن در فصل بهار و مقاومت نسبی آن در برابر شرایط محیطی است، به طوری که از نخستین درختانی است که برگ میدهد و از آخرین درختانی است که برگهای خود را در پاییز از دست میدهد. ریشههای گسترده و افشان این درخت نقش مهمی در تثبیت خاک و جلوگیری از فرسایش دارد و به همین دلیل در تثبیت کنارههای رودخانهها اهمیت زیستمحیطی زیادی دارد. از نظر ظاهری، برخی گونههای بید مانند بید مجنون دارای شاخههای آویزان و زیبا هستند که جلوهای خاص به طبیعت میبخشند و در فضاهای سبز نیز کاشته میشوند. چوب درخت بید سبک و انعطافپذیر است و در صنایع دستی مانند سبدبافی و ساخت ابزارهای سبک مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین پوست این درخت دارای ترکیبات طبیعی با خاصیت ضدالتهابی است که در طب سنتی برای کاهش درد و تب از آن بهره گرفته میشود. در زبان فارسی، واژه «بیدبن» گاهی به معنای محل یا رویشگاه درختان بید نیز به کار میرود و به ناحیهای اشاره دارد که این درختان به صورت انبوه در آن رشد کردهاند.
بیدبن
لغت نامه دهخدا
بیدبن. [ بی ب ُ ] ( اِ مرکب ) درخت بید. ( ناظم الاطباء ):
بلبل شیرین زبان بر سروبن راوی شود
زندباف زندخوان بر بیدبن شاعر شود.منوچهری.سندس رومی در نارونان پوشانند
خرمن مینا بر بیدبنان افشانند.منوچهری.مریم دوشیزه باغ، نخل رطب بیدبن
عیسی یک روزه گل، مهد طرب گلستان.خاقانی.در بربیدبن نگر لشکر مور صف زده
گرد لوای سام بین موکب جام لشکری.خاقانی.چو بیدبن که تن آور شود به پنجه سال
به پنجروز ببالاش بردود یقطین.سعدی.
فرهنگ عمید
درخت بید.
جمله سازی با بیدبن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجود من چو بود بیدبن در این بستان بگو چه میوه از این نخل بی ثمر گیرم