لغت نامه دهخدا
( بلاشبهة ) بلاشبهة. [ ب ِ ش ُ هََ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + شبهه ) بدون شبهه. بی شک. بلاشک. بی گمان. ( فرهنگ فارسی معین ). بی تردید.
( بلاشبهة ) بلاشبهة. [ ب ِ ش ُ هََ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + شبهه ) بدون شبهه. بی شک. بلاشک. بی گمان. ( فرهنگ فارسی معین ). بی تردید.
بدون شبهه بی شک بلاشک بی گمان.
بدون شبهه بی شک بلاشک بی گمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (غازان ) با وجود عمر كم و سلطنت كوتاه به واسطه اصلاحات و اقداماتى كه كرد، وابنيه و قواعد و قوانينى كه بجا گذاشته، بلاشبهه يكى از سلاطين بزرگ شرق است.مى توان گفت كه دوره (غازان ) و دو جانشين او يعنى (اولجايتو) (سلطان محمد خدابنده )و (سلطان ابوسعيد) بر اثر وجود (خواجه رشيد الدينفضل الله ) و پسران او يكى از درخشان ترين دوره هاى ادبى تاريخ ايران است، بلكهبجهاتى در تاريخ اين مملكت نظير ندارد.