اینگونه

لغت نامه دهخدا

اینگونه. [ گو ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) به این نحو. این نحو. این قبیل:
بر اینگونه تا بر که آید شکن
شدندی سپاه دو شاه انجمن.فردوسی.گاه گفتند قصد کرمان و عراق میداریم از اینگونه تقریبها و تلبیسها میساختند. ( تاریخ بیهقی ).

جمله سازی با اینگونه

💡 سیل خون دل که از اینگونه آید سوی چشم دم به دم بر آب خواهد رفت مردم زین سواد

💡 به جغذ گفت شبانگاه طوطی از سر خشم که چند بایدت اینگونه زیست سرگردان

💡 کنش‌هایی که به شنود ارتباطات نیاز دارند تحت لایحه مقررات قدرت‌های بازرسی ۲۰۰۰ انجام می‌شوند. اینگونه رهگیری، تنها می‌تواند پس از دریافت حکم از طرف وزیر امور خارجه انجام شود. لایحه حقوق بشر ۱۹۹۸ سازمان‌های اطلاعاتی از جمله ستاد ارتباطات دولت را ملزم می‌کند که به حقوق شهروندان که بر پایه کنوانسیون اروپایی حقوق بشر تعریف شده‌اند احترام بگذارد.

💡 دورکیم خودکشی خودخواهانه را اینگونه توضیح می‌دهد که هر زمان انسان از جامعه کنار گذاشته شود و به حال خودش رها شود و پیوندهایی که بیش از این او را به هم نوعان‌اش وابسته می‌ساختند سست بشوند، او برای خودکشی خودخواهانه یا فردگرایانه آمادگی می‌یابد.

💡 علی یونسی وزیر اطلاعات کابینه اول رئیس‌جمهور روحانی: عده‌ای خیال می‌کردند نماد شیر و خورشید در میان پرچم ایران یک نماد سلطنتی است اما اینگونه نیست. شیر نماد علی و خورشید نماد پیامبر اسلام محمد است و تنها تاجش مربوط به شاه است… اگر به من باشد، هلال احمر را تغییر می‌دهم و شیر و خورشید را جایگزین آن می‌کنم؛ البته برای هلال احمر هم احترام قائلم.

💡 خطا چه سر زده از من که آن پری پیکر ز من بری شده اینگونه سر گران به من است