احلم

لغت نامه دهخدا

احلم. [ اَ ل َ ] ( ع ن تف ) حلیم تر. بردبارتر.
- امثال:
اَحلم ُ من الاحنف بن قیس. ( المزهر جزء 1 ص 298 ).
احلم من فرخ عقاب.
احلم. [ اَ ل ُ ] ( اِخ ) از اعلام است، و از جمله احلم بن عُبید بخاری. محدث است.

فرهنگ فارسی

از اعلام است

جمله سازی با احلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حلم داری، خر ز تو احلم بود ور غضب آری پلنگ اقدم بود

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز