نیک نفسی

لغت نامه دهخدا

نیک نفسی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) خوش ذاتی. نیک نفس بودن.

فرهنگ فارسی

خوش نفسی خوش ذاتی خوش فطرتی.

جمله سازی با نیک نفسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در یکی از آخرین بارقه‌های هوش خود، ژوگه لیانگ سربازان شو هان را به جنگ شاه بربر منگ هو از قبایل نان من می‌برد. نیروهای بربر به هیچوجه حریف سربازان شو هان نبودند و ژوگه لیانگ با زیرکی هفت بار منگ هو را به اسارت گرفت. در شش بار نخست، منگ هو شکایت کرد که او با حیله اسیر شده‌است و فرصت نبرد واقعی با سپاه شو هان به او داده نشده‌است. هر بار ژوگه لیانگ موافقت می‌کرد که او را رها کرده تا برای نبرد بازگردد. بار هفتم ژوگه لیانگ خواست که او را آزاد کند اما منگ هو نپذیرفت. منگ هو که از نیک نفسی ژوگه لیانگ یکه خورده بود، از طغیان علیه شوهان شرمنده شده و برای همیشه پیمان اتحاد با شو هان بست.