لغت نامه دهخدا
نکوکیش. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) که مذهب نیک دارد. نکومذهب. مقابل بدکیش. مقابل بددین.
نکوکیش. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) که مذهب نیک دارد. نکومذهب. مقابل بدکیش. مقابل بددین.
که مذهب نیک دارد. نکو مذهب. مقابل بد کیش. مقابل بد کیش مقابل بد دین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز من گیر این که نادانی نکو کیش ز دانشمند بی دینی نکو تر
💡 بسا بد کیش کاو گردد نکو کیش بسا قارون که گردد خوار و درویش
💡 نکونام و نکو رأی و نکو گوی نکو طبع و نکو کیش و نکور روی