نکور

لغت نامه دهخدا

نکور. [ ن ُ ] ( ع مص ) ناشناختن. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). نَکَر. نُکْر. نکیر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). نَکْر. ( متن اللغة ). رجوع به نکر شود.
نکور. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باهوکلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار، در 26هزارگزی جنوب دشتیاری، در جلگه گرمسیری واقع است و 500 تن سکنه دارد. محصولش غلات و حبوبات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
نکور. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان تهرود بخش راین شهرستان بم، در 43هزارگزی جنوب شرقی راین، در جلگه معتدل هوائی واقع است و 150 تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و لبنیات و پسته، شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان قهرود بخش راین شهرستان بم. در ۴۳ هزار گزی جنوب شرقی راین در جلگ. معتدل هوائی واقع است. آبش از چشمه محصولش غلات و لبنیات و پسته شغل اهالی زراعت و گله داری است.

جمله سازی با نکور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا در آینه فکر، صورت آن بسته است کسی که گفت نکور رو چنانکه خواهی گیر

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز