نگونسار زین

لغت نامه دهخدا

نگونسارزین. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) اسبی که زینش وارونه و نگون شده است. کنایه از اسبی که سوارش به خاک افتاده یا کشته شده باشد:
گسسته لگام و نگونسارزین
فروبرده لفج و برآورده کین.فردوسی.یکی اسب دارد نگونسارزین
ز بیژن ندارد نشانی جز این.فردوسی.

فرهنگ فارسی

اسبی که زینش وارونه و نگون شده است. کنایه از اسبی که سوارش به خاک افتاده یا کشته شده باشد.

جمله سازی با نگونسار زین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی اسب دیدم نگونسار زین ز بیژن نشانی ندارد جزین

💡 گسسته عنان و نگونسار زین برو سوی آن بانوان حزین

💡 برو بر نهاده نگونسار زین ز زین اندرآویخته گرز کین

💡 نهاده بر اسپان نگونسار زین تو گفتی همی برخروشد زمین

💡 برو بر نگونسار زین پلنگ سراسر گسسته خفتان و ترگ

💡 تو کن استوار آن نگونسار زین بکش تنگ و برکوهه ی او نشین

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز