نقایت

لغت نامه دهخدا

نقایت. [ ن َ ی َ ] ( از ع اِمص ) پاکیزگی. ( ناظم الاطباء ). نقایة. رجوع به نقایة شود.
نقایة. [ ن َ ی َ ] ( ع مص ) پاکیزه گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). نقاوة. نقاء. نقائة. ( منتهی الارب ). رجوع به نقاء و نیز رجوع به نُقایَة شود. || نقایةالطعام؛ ردی و هیچکاره از گندم و آنچه دور کنند از گندم آن را. ( منتهی الارب ). نقاة. ( اقرب الموارد ). نُقایَة.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به نَقاة شود.
نقایة. [ ن ُ ی َ ] ( ع اِ ) برگزیده چیزی. ( منتهی الارب ). خیار و خلاصه هر چیز. ( از اقرب الموارد ). برگزیده هرچیزی. ( دهار ). نقاوة. نقاة. ( اقرب الموارد ). گزیده. خیار و افضل چیزی. مقابل نفایة. ( یادداشت مؤلف ). || نُقایَةالطعام. نَقایَةالطعام. ( اقرب الموارد ). رجوع به نَقایَة و نقاة شود. || ( مص ) پاکیزه و نیکو و خالص شدن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ) ( از المنجد ). رجوع به نقاء شود.

جمله سازی با نقایت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کوزه و کاسه چیست بر سر ره راه را زین خزف نقایت نیست

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز