میش مرغ

لغت نامه دهخدا

میش مرغ. [ م ُ ] ( اِ مرکب ) پرنده ای آبی و کبودرنگ که آن را خرچال نیز گویند. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). مرغی است آبی رنگ و آن بزرگتر از بوقلمون است و در اطراف کرمانشاهان بسیار است و آن را شکارچیان صید کنند. خرچال.توقدری. هوبره. حباری [ ح ُ را ]. دقداق. تله. این مرغ را در کرمان تِلَّه نامند. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

(اسم ) هوبره:[ شکارهای این صحرا ( نزدیک قریه حسام آباد راه کنگاور به کرمانشاه ) خرگوش است...درنای زیاد میش مرغ که توی تخلی میگویند.]

جمله سازی با میش مرغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دشت افشار در اسدآباد از لحاظ کشاورزی بسیار حاصلخیز می‌باشد و انواع محصولات کشاورزی و صیفی جات در آن کشت می‌شود و می‌توان این منطقه را خود کفا دانست. دشت افشار اسدآباد محل زندگی پرنده‌ای کمیاب به نام میش مرغ یا دقداق است.