لغت نامه دهخدا
موران. ( اِخ ) دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در 8 هزارگزی باختر راه اهواز به آبادان با 150 تن جمعیت. آب آن از رودخانه کارون و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
موران. ( اِخ ) دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در 8 هزارگزی باختر راه اهواز به آبادان با 150 تن جمعیت. آب آن از رودخانه کارون و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز.
موران (کارون). موران یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان موران واقع شده است. موران ۸۶۵ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاجزان را دستگیری کن که موران ضعیف حفظ خرمن را زنقش پا دعای جوشنند
💡 شرم دار از حق، مبر صائب نیاز خود به خلق بر سر خوان سلیمان دانه از موران مخواه
💡 در ۶ ژوئن ۲۰۲۰ موران رسماً به عنوان تراجنسیتی ظاهر شد. او دو ماه قبل روند انتقال پزشکی را آغاز کرده بود
💡 این روستا در دهستان موران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷۰ نفر (۶۰ خانوار) بودهاست.
💡 ناگزیر است مرا طعمهٔ موران دادن گر نه موران به سر خوان شدنم نگذارند
💡 با حرص محال است که اندازه شود جمع پیوسته بود لقمه موران ز دهان بیش