لغت نامه دهخدا
پنج گوش. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) که پنج زاویه دارد.
پنج گوش. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) که پنج زاویه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ششم: تا خواست ششم را بگويم، جبرئيل نهيب داد به موسى و گفت:اى موسى ! حركت كنو گوش نده، او مى خواهد در نصيحت ششم تو را بفريبد. موسى حركت كرد و رفت.شيطان صيحه كشيد و گفت:اى واى ! پنج كلمه موعظه را كه ريشه كار من در آنها بودشنيد و رفت. مى ترسم آنها را به ديگران بگويد و آنها هدايت شوند! من مى خواستم پساز پنج كلمه حق، او را به دام اندازم، او و ديگران را اغوا نمايم ولى از دستم رفت.(513)