مور دانه

لغت نامه دهخدا

موردانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) مورددانه. تخم نوعی از مازریون را گویند. ( ناظم الاطباء ). کرم دانه. ( یادداشت مؤلف ). حب آلاس. ( ذخیره خوارزمشاهی ). تخم نوعی از مازریون است که آن را کرم دانه هم می گویند. ( آنندراج ) ( برهان ). و رجوع به مورددانه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کرم دانه

جمله سازی با مور دانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خرمن عطای تو هر آفریده یی چون مور دانه برده وانبار ساخته

💡 جامی خیال خال تو با خود به خاک برد چون مور دانه یافت به زیر زمین برد

💡 زآنسان که سوی خویش کشد مور دانه را خط دانه های دل ما چنان کشد

💡 کسی که چشم سعادت ز اختران دارد ز تنگ‌چشمی، از مور دانه می‌طلبد

💡 زان خرمنی که خوشه پروین در او گم است بر مور دانه ای نفشاندن کمال نیست