مغاله

لغت نامه دهخدا

( مغالة ) مغالة. [ م َ ل َ ] ( ع اِ ) آمیغ و دغلی و ناراستی و بدی که به حق کسی پیش دیگری گویند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خیانت و غِش. ( اقرب الموارد ). || ( مص ) دروغ بربافتن و بد گفتن به حق کسی نزد سلطان یا عام است. مَغل. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

آمیغ و دغلی و ناراستی و بدی که به حق کسی پیش دیگری گویند.

جمله سازی با مغاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خنده مغاله چون فتد در رخ یار از گریه کنم سرشک چون کور قطار

عزالدین یعنی چه؟
عزالدین یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز