لغت نامه دهخدا
مروز. [ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِ مرز، به معنی بازدارنده ٔآب. ( از اقرب الموارد از لسان ). رجوع به مرز شود.
مروز. [ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِ مرز، به معنی بازدارنده ٔآب. ( از اقرب الموارد از لسان ). رجوع به مرز شود.
مرز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با پایان جنگ داخلی، انجامنا در سال ۲۰۱۲ در میان بدترین شهرهای جهان برای زندگی در رتبه ۲۱۹ قرار داشت. درآمدهای نفتی دولت به مروز درجهای از بهبودی در زمینههای بهداشتی و آموزشی در چاد و پایتخت آن به همراه آورده است.
💡 گویشهای هیتی و لووی به مروز زمان تبدیل به زبانهای لیدیایی، لیکیایی و کاریایی شدند. بقایای این زبانها تا دوران ضمیمه شدن آناتولی به ایران هخامنشی زنده بود، اما بعدها تحت تأثیر عصر یونانیمآبی از بین رفت.
💡 آندراش دوم در جنگ صلیبی پنجم شرکتجست ولی پیروزی دندانگیری به دست نیاورد. از اقدامات او صدور منشور زرینی بود که مزایای ویژهای را برای اشراف مجارستان اختصاص میداد. او سالها پادشاهی نمود(از ۱۲۰۵ تا زمان مرگش)، ولی به مروز قدرتش رو به تضعیف گرایید و بارها کارش به جنگ با پسرانش کشیدهشد.
💡 این برنامه به مروز زمان شکل گرفته و در مناطق همجوار سعی بر آن بوده که تداخل زمانی بوجود نیاید. در مناطق معدودی، این بازارها در بیش از یکروزِ هفته برگزار میشود:
💡 تاریخ ساخت بنا در یکی از تالارهای ساختمان ۱۳۱۸ هجری قمری (۱۲۷۹ خورشیدی) نشان داده شدهاست. این خانه در آغاز بزرگتر بودهاست و به مروز زمان و با جدا شدن بخشهای گوناگون آن، فقط ساختمان امروزی به جا ماندهاست. این ساختمان حددود ۱۰۰۰ مترمربع در دو طبقه در زمینی به مساحت حدود ۳۰۰۰ مترمربع است.