مرحله پیما

لغت نامه دهخدا

مرحله پیما. [ م َ ح َ ل َ / ل ِ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) طی کننده مراحل و منازل. ( فرهنگ فارسی معین ). مسافر.
- مرحله پیما گردیدن؛ طی کردن منازل و مراحل. ( فرهنگ فارسی معین ). رو به راه نهادن. سفر کردن. کوچ کردن: از راه غیر متعارف به جهت چمخاله مرحله پیما گردیدند. ( مجمل التواریخ گلستانه، فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

مرحله پیماینده، طی کنندۀ مراحل.

جمله سازی با مرحله پیما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شوی چو مرحله پیما به سوی کوفه و شام تو خویش قافله سالار اهل قافله کن

💡 تا خارخار عشق نپیچد ترا به هم چون گردباد مرحله پیما نمی شوی

💡 به هوا گشت یکی پیک شرربار روان که به نیروی رسن مرحله پیما آمد

💡 جودی، اگر مرحله پیما شود خاک رَهِ وادی بطحا شود

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز