لغت نامه دهخدا
فلک صید. [ ف َ ل َ ص َ / ص ِ ] ( ص مرکب ) بلندپایه. والامقام. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه از قدرت بسیار فلک را صید کند.
فلک صید. [ ف َ ل َ ص َ / ص ِ ] ( ص مرکب ) بلندپایه. والامقام. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه از قدرت بسیار فلک را صید کند.
( صفت ) بلند پایه والامقام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهلی اگرچه شیر فلک صید من شده من پیش پای دوست سر افکنده بوده ام
💡 کافیست برای نه فلک صید اسیر یک ناوک یا رب از گشاد نفست