یلمع

لغت نامه دهخدا

یلمع. [ ی َ م َ ] ( ع ص، اِ ) برق بی باران. || سراب. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب )( آنندراج ). کوراب. ( ملخص اللغات ). || دروغگوی را هم بدان تشبیه دهند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).دروغگوی. ( ناظم الاطباء ) ( دهار ). || سنگ سپید که از آفتاب نیک تابد. ( دهار ). ریگ. ج، یلامع. ( یادداشت مؤلف ). || مرد راست کمان. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

برق بی باران سراب

جمله سازی با یلمع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و سنا برق نفی عنّی الکری لم یزل یلمع لی من ذی طوی‌

💡 مررنا بجرعآء و النجم یلمع راینا محیا کبدر تبرقع

💡 سنا برقی نفی عنی الکری لم یزل یلمع لی من ذی طوی

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز