لغت نامه دهخدا
پرقیمت. [ پ ُ م َ ] ( ص مرکب ) گرانمایه. ثمین. که قیمت بسیار دارد. پربها.
پرقیمت. [ پ ُ م َ ] ( ص مرکب ) گرانمایه. ثمین. که قیمت بسیار دارد. پربها.
پربها، گران بها.
( صفت ) که قیمت بسیار دارد پربها گرانمایه ثمین مقابل کم قیمت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق روگردان ز تیر بیحد معشوق نیست شهد پرقیمت شود چون از نیستان بگذرد
💡 قدم اندر قدم باشد نهان اندر کف خاکت چو گوهرهای پرقیمت چو لؤلؤهای بس لالا
💡 چنین درهای پرقیمت اسیری بگوش مردم نادان چه لایق