لغت نامه دهخدا
واپس داشتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بازداشتن. توقیف کردن. || منع کردن. ( ناظم الاطباء ).
واپس داشتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بازداشتن. توقیف کردن. || منع کردن. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وعده واپس داشتن و روزها در پیش وعده افکندن نپسندیدهاند الا در مذهب دوستی، که در دوستی بیوفایی عین وفاست، و ناز دوستی. نبینی که رب العالمین با موسی کلیم این معاملت کرده او را سی روز وعده داد. چون بسر وعده رسید، ده روز دیگر درافزود. از آن درافزود که موسی در آن خوش میبود. موسی آن سی روز سرمایه شمرد و این ده روز سود، گفت: باری نقدی یک بار دیگر کلام حق شنیدم چون آن میافزود: