( قولة ) قولة. [ ق َ ل َ ] ( ع مص ) قول. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قول شود.
قولة. [ ق ُ وَ ل َ ] ( ع ص ) نیکوسخن یا پرگوی. ( منتهی الارب ).
قولة. [ ل َ ] ( اِخ ) لقب ابن خرشید شیخ ابوالهیثم قشیری. ( منتهی الارب ). رجوع به ابن خرشید و ابوالقاسم قشیری بن خرشید... شود.
( جمله اسمی ) گفتار او ( خدای ) تعالی است.
لقب ابو خورشید شیخ ابوالهیثم قشیری
[ویکی الکتاب] معنی قَوْلُهُ: قولش - سخنش - گفتارش
ریشه کلمه:
قول (۱۷۲۲ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خردمند آنست که نیکو بنگرد در خویشتن، تا ببیند کوهم از آن روز باز که نطفه ئی بودست، واندر رحم مادر افتاده است، همی سوی خدا شود، و بدرجه درجه همی آمدست از حالی ضعیفتر بحالی قویتر وز مکانی فروتر بمکانی برتر، تا آنگاه که پیش خدای شود، و شمار او بکند، ولیکن (اگر) از نیکوکاران و مطیعان باشد براحت و لذت و شادی ابدی رسد، و اگر از بد کرداران و عاصیان باشد برنج و دشواری واندوه بی کرانه رسد، و هم امروز تا فردا او شادمان باشد، و بدان محل شادی نرسد، کز پس آمدن رسولان و کتابها و امرو نهی و وعدو وعید کسی را عذر نخواهد پذیرفتن، چنانک همی گوید: قوله تعالی «هذا یوم لا ینطقون. و لا یوذن لهم فیعتذرون.»
💡 شیخ الاسلام گفت فی قوله عز و جل: یا عباد لا خوف علیکم الیوم الایه یخافون یوماً... الایه. جنید گفت کی فا بشران بن حامد گفتم: آن چه روز است؟گفت: از سه بیم بد نیست: یک خوف ماجری ددیگر خوف ماجنی، و سدیگر خوف اللقا. یکی بیم آنچ او را رفت در ازل، از بهر آنکه پوشیده، و او بنتوان دانست و بنه توان دید. و خوف آنکه چی بود. و چه خواهخد بود؟ وسیم بیم دیدار است.