ماجری

لغت نامه دهخدا

ماجری. [ ج َ را ] ( ع اِ مرکب ) ماجرا. رجوع به ماجرا و معنی دوم «ما» در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

ماجرا

جمله سازی با ماجری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طالع فاجری و ماجری امروز قویست هر که امروز بر آنست بر آنست برآن

💡 با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز آخر نشد میانهٔ ما ماجری هنوز

💡 شاهد غیب گوش دل ما لید گفت بی ماجری شدی درخواب

💡 رقیب گفت که: از یار می کنم شکوه رقیب قصه غلط کرد، ماجری با اوست

💡 بس ماجری که خاسته بینم زهر کنار واندر میان جمله صفائی پدید نیست

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
عضوا یعنی چه؟
عضوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز