لغت نامه دهخدا
خوشگوار شدن. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سریعالهضم شدن. سریعالانهضام گردیدن. || عذب شدن. گوارا شدن.
خوشگوار شدن. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سریعالهضم شدن. سریعالانهضام گردیدن. || عذب شدن. گوارا شدن.
سریع الهضم شدن یا عذب شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اى فرزند پدر من، تو برادر خويش را يارى و نصرت نمودى تا اينكه خدا ترا باكاسه اى سرشار از شراب خوشگوار بهشت سيراب نمود.
💡 چشمهسار دیده ما خوشگوار آبی نداشت چند روزی شد کش از خون رشک کوثر کردهایم
💡 کاسه اش هر چند در ظاهر نگون افتاده است تر نمی سازدلبی را از شراب خوشگوار
💡 تا ننوشانم، نگردد در مذاقم خوشگوار در قدح چون خضر اگر آب بقا باشد مرا
💡 اما در نهایت به گفته فارس نیوز شرکت خوشگوار هیچ ارتباطی با اسرائیل و شرکتهای آن کشور ندارد.[پیوند مرده]
💡 با تولید کوکاکولا در مشهد به سرعت بطریهای این شرکت به مناطق دیگر ایران رسید و نوشابه تولیدی شرکت خوشگوار با آرم کوکاکولا، نوشابه مشهد نام گرفت.