خفه کن

لغت نامه دهخدا

خفه کن. [ خ َ ف َ / ف ِ ک ُ ] ( اِ مرکب ) آلتی است که برای کشتن بر در آتش دان آن استوار کنند تا آن آتش بمیرد. مطفاءة. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- خفه کن سماور؛ آلتی است که بر سر آتشدان سماور نهند چون خواهند آتش سماور بمیرانند.
- خفه کن شمع؛ آلتی که شمع را فرومیراند.

فرهنگ فارسی

آلتی است که برای کشتن آتشی بر در آتش دان آن استوار کنند تا آن آتش بمیرد.

فرهنگستان زبان و ادب

{exhaust brake, exhaust retarder} [قطعات و مجموعه های خودرو] افزاره ای در موتورهای دیزلی که ازطریق تغییر پس فشار دود سرعت خودرو را کاهش می دهد

جمله سازی با خفه کن

💡 اگرچه موتور نیز صدای خودش را دارد اما بیشتر صدای تولید شده توسط یک قایق هوایی از پروانه آن است، در طرح‌های جدید قایق هوایی به لطف صدا خفه کن و پروانه‌های فیبر کربن چند تیغه به‌طور چشمگیری کم صداتر هستند. [نیازمند منبع]

روشنی یعنی چه؟
روشنی یعنی چه؟
گرد و خاک یعنی چه؟
گرد و خاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز