عافیت خواهی

لغت نامه دهخدا

عافیت خواهی. [ ی َ خوا /خا ] ( حامص مرکب ) سلامت خواهی. سلامت طلبی:
شه چو از فتنه یافت آگاهی
در بلا دید عافیت خواهی.نظامی.

فرهنگ عمید

عافیت جویی، سلامت خواهی.

فرهنگ فارسی

عافیت جویی سلامت خواهی.

جمله سازی با عافیت خواهی

💡 خوش دلی خواهی نبینی بر سرِ چنگالِ شیر عافیت خواهی نیابی در بنِ دندان مار

💡 سراغ عافیت خواهی ز ما و من تبرا کن ندارد بوی جمعیت زبان تا گفتگو دارد

💡 درآ در حلقهٔ دیوانگان گر عافیت خواهی به گوشم این صدا از حلقهٔ زنجیر می‌آید

💡 سراغ عافیت خواهی به میدان شهادت رو که صد بالین راحت از پر یک تیر می‌جوشد

💡 قدم بیرون منه از پیروی گر عافیت خواهی که در دنبال داری صد بلا گر راهبر داری

💡 ییام عافیت خواهی ز امید نفس بگسل ندامت نغمه‌ساز عبرتی‌ کاین تار می بندد

گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز