لغت نامه دهخدا
عارک. [ رِ ] ( ع ص ) شتر که از خراش آرنج بازویش بریده باشد. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || زن حائض. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ).
عارک. [ رِ ] ( ع ص ) شتر که از خراش آرنج بازویش بریده باشد. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || زن حائض. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسوم عارک او کرده حکم عالم رد سموم حملهٔ او کرده کار اعدا کم