دارنده

لغت نامه دهخدا

دارنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) مالک. کسی که چیزی به او تعلق دارد:
که او داد برنیک و بد دستگاه
که دارنده آفتابست و ماه.فردوسی.دارای سپهر و اخترانش
دارنده نعش و دخترانش.نظامی. || نگهبان. نگهدارنده:
همیدون به بندش همی داشتند
بر او چند دارنده بگماشتند.اسدی. || ( اِخ ) خدای تعالی:
سپهبد بدارنده سوگند خورد
کزین دژ برآرم بخورشید گرد.فردوسی.اگر خواهم از زیردستان خراج
ز دارنده بیزارم و تخت و تاج.فردوسی.جهانجوی و گردی و یزادن پرست
مداراد دارنده باز از تو دست.فردوسی.

فرهنگ معین

(رَ دِ یا دَ ) (ص فا. ) ۱ - آن که چیزی را دارد، صاحب، مالک، خداوند. ۲ - چیزدار، ثروتمند، مال دار.

فرهنگ عمید

کسی که چیزی دارد، دارا، چیزدار، مالک.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آنکه چیزی را دارد. صاحب مالک خداوند. ۲ - چیز دار مالدار ثروتمند. یا قوه دارنده قوه ماسکه.

ویکی واژه

آن‌که چیزی را دارد. صاحب، مالک، خداوند.
چیزدار، ثروتمند، مال‌دار.

جمله سازی با دارنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کف بسته مشت است و آید درشت ز دارنده بر روی خواهنده مشت

💡 که دارنده اویست و هم رهنمای همو دست گیرد به هر دوسرای

💡 فرخنده مَجْد ملک و پسندیده شمس دین دارندهٔ زمان و فروزندهٔ زمین

💡 امانت را بحق دارنده او بود چوشد آزاد از خود بنده اوبود

💡 رنجه دارنده کم زید چو مگس هست کم رنج از آن زید کرگس

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز