کیگ

لغت نامه دهخدا

کیگ. ( اِ ) رمص. ( مهذب الاسماء، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). غمص. قی چشم. کیغ. کیخ. ( از یادداشت ایضاً ). رجوع به کیغ و کیخ و کیکن شود.

فرهنگ فارسی

رمص ٠ غمص قی چشم کیغ کیخ ٠

جمله سازی با کیگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان جکیگور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۹ نفر (۳۴خانوار) بوده‌است.

💡 الا کیگری هوپر (زاده ۳۰ ژانویه 1983) خواننده و ترانه‌سرای موسیقی راک استرالیایی، مجری رادیو و شخصیت تلویزیونی است.

💡 در نبرد سکیگاهارا (۱۶۰۰) او در جبهه سپاه غربی بود پس از شکست در جنگ به اسارت سپاه شرقی درآمد و در کیوتو، به همراه ایشیدا میتسوناری و کونیشی یوکیناگا سربریده شد.

💡 این روستا در دهستان جکیگور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۱ نفر (۱۷خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان جکیگور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۱ نفر (۲۹خانوار) بوده‌است.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز