لغت نامه دهخدا
عضویت. [ ع ُ وی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) عضو بودن. کارمند بودن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عضو شود.
عضویة. [ ع َ ض َ وی ی َ ] ( ع ص نسبی ) تأنیث عضوی، منسوب به عِضاه. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به عضاه و عضاهة و عضوی و عضاهی شود.