رو به راه

فرهنگ معین

(بِ ) (ص مر. ) آماده، مهیا.

فرهنگ عمید

۱. منظم و مرتب، درست.
۲. آماده برای کار، آماده، مهیا.
* روبه راه شدن: (مصدر لازم ) [عامیانه، مجاز]
۱. آمادۀ سفر شدن.
۲. آمادۀ کار شدن.
۳. راست آمدن کار، سروسامان یافتن کار.
* روبه راه کردن: (مصدر متعدی ) [عامیانه، مجاز]
۱. آماده کردن.
۲. درست کردن و سر وسامان دادن به کاری یا چیزی.

ویکی واژه

آماده، مهیا.

جمله سازی با رو به راه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس آنگه خیر باد انبیا کرد براقش رو به راه کبریا کرد

💡 باشد ای کرده رو به راه طلب نیم عمر تو روز و نیمی شب

💡 ایمن برو به راه، ز کس بدرقه مجوی، هرچند بد دلی، که تو همراه رستمی

💡 چو آگاهی آمد ز خسرو به راه به نزد بزرگان و نزد سپاه

💡 از آن پس خود و افسران سپاه نهادند یکسر همه رو به راه

💡 نهادی رو به راه و وعده باز آمدن کردن مرا از انتظاری در عذاب انداختی رفتی

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
ستون یعنی چه؟
ستون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز