لفظ «بناء» در زبان فارسی با تلفظ «بَنّا» بهعنوان صفت و اسم فاعل به کار میرود و به معنای کسی است که حرفه و پیشهٔ او ساختوساز ابنیه، خانه، دکان و دیگر بناهاست. این واژه معادل «معمار» و «ساختمانساز» در زبان فارسی امروز است و بر فردی دلالت دارد که به برپا کردن ساختمانها اشتغال دارد. در زبان عربی، «بناء» (با تلفظ بِنا یا بَنا) در درجهٔ اول مصدری به معنای برآوردن و ساختن خانه و بنا کردن است. این واژه همچنین دارای معانی متعدد دیگری از جمله: به خانه آوردن زن (عروسی کردن)، نیکویی و احسان نمودن با مردم، چسبیدن کمان به زه، فربه کردن و افزایش گوشت بدن میباشد. بهعنوان اسم نیز بر «خانه» دلالت دارد که جمع آن «اَبنیه» و جمع الجمع آن «اَبنیات» است. در کاربرد صفتی نیز به معنای «بنا شده» مانند خیمه یا خانه به کار میرود و با «مَبنی» مترادف است.
در علم نحو و صرف عربی، اصطلاح «بناء» معانی تخصصی یافته است: در نحو، به معنای بیاعراب بودن و عدم تغییر آخر کلمه بهسبب عوامل مختلف است. در علم صرف، به هیئت و ساختار حاصل از ترکیب حروف اصلی و حرکات و سکنات کلمه اطلاق میشود که بر اساس تعداد حروف اصلی به ثلاثی (سه حرفی)، رباعی (چهار حرفی) و خماسی (پنج حرفی) تقسیم میگردد. در اصطلاح فقه نیز، «بناء» به معنای ادامه دادن نماز بدون تجدید تحریمه (تکبیرةالاحرام) در صورت بروز حدثی در میان نماز است که نمازگزار پس از رفع آن، نماز را از محل قطع شده ادامه میدهد.